ادّعای پیامبری
ادّعای پیامبری
مردی در زمان یکی از خلفاء ادّعای پیامبری نموده و می گفت: من موسی بن عمران هستم. این خبر به گوش خلیفه رسید. او را احضار نمود و پرسید: تو کیستی؟ مرد گفت: من موسی بن عمرانم!! خلیفه گفت: اگر راست می گویی عصای تو که تبدیل به اژدها می شد کجاست؟!
مرد گفت: ای خلیفه! تو همانند فرعون بگو: «انا ربّکم الاعلی» تا من نیز همانند موسی آن عصا را به اژدها تبدیل نمایم!! خلیفه خندید و به او انعام داد که دیگر تکرار نشود
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:51 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید