ﺁﺯﺍﺩﮔﻰ

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


ﻋﺜﻤﺎﻥ ﻛﻴﺴﻪ ﭘﻮﻟﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻏﻠﺎﻣﺎﻧﺶ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﻮﺫﺭ ﺩﻫﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﺍﺑﻮﺫﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﺪﻳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ. ﺑﻨﺪﻩ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﻛﻴﺴﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺍﺑﻮﺫﺭ ﺁﻭﺭﺩ، ﺍﻣّﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﺍﻭ ﻧﭙﺬﻳﺮﻓﺖ.
ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺍﻯ ﺍﺑﻮﺫﺭ! ﺍﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﻛﻴﺴﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﻯ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﮔﻰ ﺁﺯﺍﺩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ.
ﺍﺑﻮﺫﺭ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ ﺗﻮ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﻰ ﺷﻮﻯ ﺍﻣّﺎ ﻣﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﻡ. (۱)
ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﻛَﻢْ ﻣِﻦْ ﺍِﻧْﺴﺎﻥٍ ﺍِﺳْﺘَﻌْﺒَﺪَﻩُ ﺍِﺣْﺴﺎﻥٌ.
ﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﻰ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ. (۲)

۱) ﻛﺸﻜﻮﻟﻰ ﺷﻴﺦ ﺑﻬﺎﻳﻰ، ﺝ 1، ﺹ 310
۲) ﻏﺮﺭﺍﻟﺤﻜﻢ

 

ﭘﻨﺪ  

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

ﺭﻭﺯﯼ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺮ ﺷﺘﺮ ﻋﻀﺒﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺧﻄﺎﺑﻪ ﺍﯼ ﺍﻳﺮﺍﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺜﻞ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﻏﻴﺮ ﻣﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺣﻖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻏﻴﺮ ﻣﺎﺳﺖ. ﻣﺜﻞ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﮔﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﺸﻴﻊ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻴﻢ ﺑﻪ ﺳﻔﺮﯼ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺰﻭﺩﯼ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ‌ﮔﺮﺩﻧﺪ، ﺍﺭﺛﻴﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺭﻳﻢ ﮔﻮﻳﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﻫﺴﺘﻴﻢ، ﻫﺮ ﻣﻮﻋﻈﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﻠﺎﻳﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻳﻤﻦ ﻣﯽ‌ﺍﻧﮕﺎﺭﻳﻢ!
ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﺩ ﺩﺭ ﻏﻴﺮ ﻣﻌﺼﻴﺖ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﺪ، ﺑﺎ ﻓﻘﻴﻬﺎﻥ ﻭ ﺣﮑﻴﻤﺎﻥ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﭘﺴﺖ ﻭ ﺷﺮﻭﺭ ﺑﺪﻭﺭ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺭ، ﺧﻠﻖ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﻧﻴﮏ ﻭ ﺑﺎﻃﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺻﻠﺎﺡ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺷﺮ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﺳﺨﻦ ﺍﻣﺴﺎﮎ ﻭﺭﺯﺩ، ﺳﻨﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻭ ﺑﺪﻋﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﻳﺐ ﻧﺪﻫﺪ.
ﺻﻔﺤﻪ439-کشکول شیخ بهایی

 

ﻏﻢ، ﺍﺭﺯﺵ ﺩﻧﻴﺎ

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

ﺯﻳﺘﻮﻥ ﮐﻠﻴﻢ، ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺎﺣﻞ ﺩﺭﻳﺎ ﺩﻳﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﻭ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﻭﯼ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩ، ﭼﺮﺍ ﻏﻤﮕﻴﻨﯽ؟ ﺍﮔﺮ ﺛﺮﻭﺕ ﺯﻳﺎﺩﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺑﺮ ﮐﺸﺘﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﮐﺸﺘﯽ ﺗﻮ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻣﯽ‌ﺷﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻣﺸﺮﻑ ﺑﺮ ﻗﺘﻞ ﻣﯽ‌ﺷﺪﯼ، ﺁﻳﺎ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺗﻮ، ﻧﺠﺎﺕ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﻣﻮﺍﻟﺖ ﻧﺒﻮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﯼ، ﺯﻳﺘﻮﻥ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﻗﺘﻞ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮ ﺗﻮ ﭼﻴﺮﻩ ﻣﯽ‌ﺷﺪ، ﺁﻳﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺗﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺍﺯ ﻭﯼ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺣﮑﻮﻣﺘﺖ ﻧﺒﻮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﯼ، ﺯﻳﺘﻮﻥ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻫﺴﺘﯽ. ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻳﺎﻓت


ﺻﻔﺤﻪ434-کشکول شیخ بهایی

نماز سی ساله

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

زاهدی گفته است : نماز سی ساله خود را که در صف نخست نمازگزاران ، به جا آورده بودم ، به ناچار، به قضا برگرداندم . از آن روی ، که روزی به سببی درنگ کردم و در صف نخست ، جایی نیافتم . پس در صف دوم ایستادم . اما خود را بدین سبب ، از دیگران شرمسار دیدم ، و پیشی گرفتم و به صف نخست آمدم و از آنگاه دانستم که همه نمازهایم ، آلوده به ریا و آگنده از لذت توجه مردم به من بوده است و این که ببینند که من ، از پیشگامان کارهای نیک بوده ام

کشکول شیخ بهائی دفتر اول 

 

تفسیر آیاتی از قرآن کریم

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

بیان مفسران ، در (ایاک نعبد و ایاک نستعین )
در این که آیه شریفه (ایاک نعبد و ایاک نستعین ) متکلم به (نون جمع ) است و نمازگزار، در مقام فروتنی و شکستگی ، چند وجه آورده اند، و نیکوترین آنها، اینست که : (امام رازی ) در (تفسیر کبیر) آورده است . و خلاصه آن ، چنین است که : در شریعت مطهر (اسلام ) کسی که چند جنس گوناگون را در یک معامله بفروشد، و برخی از آنها معیوب باشد، مشتری می تواند، یا همه آنها را بخرد، و یا همه آنها را پس بدهد . اما اختیار ندارد که معیوب ها را پس بدهد و بی عیبها را بردارد و در این مورد، چون نمازگزاری بیند که عبادت او معیوب و ناقض است ، آن را به تنهایی به پیشگاه پروردگار عرضه نمی کند، بلکه آن را به انضمام عبادت همه عبادت کنندگان : از انبیا و اولیا و نیکان ضمن یک معامله عرضه می دارد . بدان امید، که عبادت او در این ضمن پذیرفته شود . زیرا که تمامی آن عبادات ها رد نمی شود . زیرا، هرگاه ، برخی پذیرفته شوند، برخی پذیرفته نشوند . پذیرفتن سالم و نپذیرفتن معیوب ، تبعیض در یک صفقه (عقد ربیع ) است و این ، موردی است که پروردگار، بندگان خویش را از آن ، باز داشته است . پس ، چگونه شایسته کرم پروردگاری اوست ؟ او راهی جز پذیرش همه در پیش نیست و مراد حاصل است

کشکول شیخ بهائی دفتر اول 

 

هر روز با داستانی پند آموز همراه ما باشید  

آدرس کانال تلگرام ما

 

https://telegram.me/Dastanquran

رحمت

 بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

ﺩﺭ ﺍﺣﻴﺎﺀ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ: ﻋﺎﺭﻓﻰ ﺷﺒﻠﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻳﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ: ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻛﺮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺘﻴﺰﻩ ﻛﺮﺩ؛ ﺗﺎ ﻧﻮﻣﻴﺪ ﺷﺪﻡ. ﭘﺲ ﭼﻮﻥ ﻧﻮﻣﻴﺪﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ، ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩ.


کشکول شیخ بهایی