چرا من مرگ رو دوست ندارم؟
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
شخصی از پیامبر پرسید: چرا من مرگ رو دوست ندارم؟
حضرت فرمودند: آیا مال داری؟ دارایی.. سرمایه…؟ گفت: بله
– فَقَدَّمْتَه؟ آیا از آنها چیزی فرستاده ای؟
گفت: نه! پیغمبر فرمودند: (فَمِن ثَمَّ لا تُحِبُّ المَوت لِأنَّ قَلبَ الرَّجُلِ عندَ مَتاعِه) اینکه کسی مرگ رو دوست نداشته باشه بخاطر اینه که قلبش پیش پول ها و داراییهاشه. ۱
“داستانکــ واقعی”
در یک روز تعطیل، یکی از سرمایه داران تهران به دور از چشم مردم و بدون اطلاع خانواده میره به اتاق کارش (اتاق پشتی مغازه اش) تا پول هاش رو بشماره! شروع میکنه به شمردن اسکناس ها… در آخر، وقتی میخاد بیاد بیرون، میبینه در رو بسته و کلید رو پشتِ در جا گذاشته!! اتفاقا چند روز تعطیلی هم بود و او در کنار میلیونها تومن پول مُرد… ۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱-خصال/صدوق/ج۱/ص۱۳
۲-درسهایی از قرآن/قرائتی
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید