رهایی از بندها
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
یکی از بزرگان درباره ی آب چاه تحقیقی کرده بود و به این نتیجه رسیده بود که آب چاه تا هنگامی که تغییر نکند و رنگ و بو و طعمش عوض نشود، نجس نخواهد شد و قابل استفاده خواهد بود.
هنگامی که از این تحقیق خلاص شد، متوجه گردید که خودش در خانه چاهی دارد. این بود که با خود گفت: شاید به خاطر این چاه و راحتی خودم این چنین فتوایی را داده ام و به این نتیجه رسیده ام. از این رو دستور داد که چاه را پر کردند و آن گاه دوباره تحقیق را شروع کرد در حالی که چاهی نداشت و منافعی او را منصرف نمی کرد.انسان قبل از شروع به حرکت باید آزاد شود واز سودها، هواها، تعصب ها، عادت ها و تقلیدها خود را خلاص کند.[1][2]
پی نوشت ها
[1] مسؤوليت و سازندگى ج 1، ص 74
[2] صفايى حائرى، على، آيه هاى سبز، 1جلد، ليلة القدر - قم، چاپ: دوم، 1385 ه.ش.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 8:37 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید