بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

علاّمه شیخ جعفر شوشتری (متوفی 1303 ه .ق) در حوزه علمیه نجف به تدریس و تربیت شاگردان اشتغال داشت.

در سال 1302 ه .ق آخرین ماههای عمرش به قصد زیارت مرقد مطهّر حضرت امام رضا علیه السلام به ایران آمد. وقتی که به شهر ری رسید، جماعتی از علمای بزرگ تهران و رجال برجسته دولت ناصرالدین شاه از وی دیدن کردند. و در آن زمان مسجد «سپهسالار» (مدرسه شهید مطهری) تازه تأسیس شده بود.

ناصرالدین شاه با شیخ ملاقات کرد و در آن ملاقات از شیخ تقاضا کرد که برای اقامه جماعت به مسجد سپهسالار برود. شیخ این تقاضا را پذیرفت و در آن مسجد اقامه جماعت می کرد و منبر می رفت. حدود چهل هزار نفر در جماعت و پای منبر او شرکت می نمودند.

روزی ناصرالدین شاه با همراهان به دیدار او آمدند و شیخ در آن مجلس متوجه حضور آنها شد و ادامه صحبتش را درباره مفاسد فرهنگ غرب سخن به میان آورد و به شاه هشدار داد که از مظاهر فرهنگ غرب جلوگیری نماید، و موجب نفوذ غرب نگردد. بعد از اتمام سخنرانی، امرای کشور و رجال دولت، هدایای بسیاری برای شیخ آورده بودند، شیخ هیچکدام از آنها را نپذیرفت، از جمله هدایا، فرستاده خواهر شاه، که سجّاده ای نفیس با تسبیح گرانقیمت و چندین کیسه طلاء بود، که شیخ با مناعت طبع هیچ کدام از آنها را نپذیرفت. فقط قدری تربت حسینی را که در کنار سجّاده بود برداشت بعد فرمود: «همه اینها را باز گردانید...».

**حکایتهای شنیدنی، ج 5، ص 84. ***