حضرت آیة اللَّه گلپایگانی
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
از پسر عموی آیت اللَّه گلپایگانی (قدس سره) نقل شده است که:
در سنین کودکی با هم به مکتب می رفتیم، من برای کوتاه شدن راه، از میان کشتزارها می گذشتم، و هر چه به ایشان اصرار می کردم که شما هم به دنبال من بیائید، او نمی پذیرفت و می فرمود: «شاید صاحبان آنها راضی نباشند.»
ولذا دیرتر از ما به مکتب می رسید مورد اعتراض معلّم قرا می گرفت و او هم علّت دیر رسیدنش را نمی گفت.
خب، بله، همین هم هست کسی که رعایت «حقّ النّاس» را بکند خدا هم مقام عالی مرجعیّت را به او عنایت می کند
مردان علم در میدان عمل5/88
داستانهایی از حق الناس نویسنده : علی میرخلف زاده
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 10:41 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید