گفتگوى ماهى و سليمان
مى نويسند: روزى يكى از حيوانات دريائى سر از آب بيرون آورده عرض كرد اى
سليمان، امروز مرا ضيافت و مهمان كن، سليمان امر كرد آذوقه يك
ماه لشكرش را لب دريا جمع كردند تا آنكه مثل كوهى شد، پس تمام آنها را به
آن حيوان دادند، تمام را بلعيد و گفت:
بقيه قوت من چه شد، اين مقدارى از غذاهاى هر روز من بود.
سليمان تعجب كرد، فرمود:
آيا مثل تو ديگر جانورى در دريا هست، آن ماهى گفت:
هزار گروه مثل من هستند، پس هر كسى كه روى حقيقت توكل بر خدا پيدا كرد، خداوند از جايى كه گمان ندارد اسباب روزى او را فراهم مى كند
نام كتاب: قصص الله يا داستان هايى از خدا
نام مؤلف: شهيد احمد ميرخلف زاده و قاسم ميرخلف زاده
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16:42 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید