شکر مالی
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
حاجی نوری داستانی را در دارالسلام ذکر کرده است یک نفر عابد چندین سال مشغول عبادت بود در عالم رویا به او خبر دادند که خداوند مقدر فرموده است نصف عمرت فقیر باشی، نصف دیگر غنی اختیارش با خودت که نصف اول را انتخاب کنی یا دوم را، در عالم رویا گفت:
زن صالحه عاقله ای دارم با او مشورت کنم، البته زنی که به کمال عقل رسیده باشد مورد مشورت واقع شود مانعی ندارد نه آنانکه چون بسیاری از مردان اسیر هوی و امیال نفسانی هستند.
زن گفت: نصف اول را غنی انتخاب کن، از فردا شروع به زیاد شدن نعمت شد زن گفت ای مرد وعده خداست همین طور که خدا نعمت می دهد تو هم انفاق کن، از این طرف می آمد از آن طرف می داد، نصف عمرش گذشت منتظر است فقر بیاید، اما فرقی نکرد، همین طور نعمت خدا بر او جاریست، عرض کرد پرودگارا چه طور شد، به او خبر دادند تو تشکر کردی ما هم زیاد کردیم لئن شکرتم لازیدنکم شکر مال انفاق آن است چنانچه کفرانش روی هم گذاشتن است.
قلب قرآن، ص 105
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید