بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم

 

«حکایت شده است که روزی نامه ای به دست ابوالاَسوَد دُئِلی(1 از یاران و دوستان نزدیک حضرت علی(ع) رسید. او نامه را گشود و خواند. دید نامه از طرف معاویه بن ابی سفیان ارسال شده است و در آن، ابوالاسود را به سوی خویش خوانده است. در پایین نامه نوشته شده بود: ای ابوالاسود! هدیه ای ناچیز نیز از طرف معاویه برایت فرستاده شده و امید است مورد قبول و رضایت شما قرار گیرد.

ابوالاسود نامه را مچاله کرد و در شالش نهاد و دوان دوان به سمت خانه دوید و چون در را گشود، چشمش به دختر جوانش افتاد که مشکی از عسل در دست گرفته و انگشتش را به عسل آغشته ساخته [است] و قصد دارد در دهان بگذارد. ابوالاسود دُئلی فریاد کشید: دخترم! از آن عسل نخور؛ زیرا با زهر آمیخته شده است و معاویه قصد نموده با شیرینی عسل، حلاوت و شیرینی محبت و مهر علی(ع) را در کام و دل ما بخشکاند. دختر مشک عسل را بر زمین گذاشت و دستش را شست و چنین سرود:

 

أبِالْعَسَلِ الْمُصَفّی یابْنَ هِنْدٍ

 

نَبِیعُ لَکَ إِیماناً وَ دِیناً

 

آیا با عسل صاف ای پسر هند جگرخوار

 

دین و ایمانمان را به تو بفروشیم؟

 

فَلا وَ اللهِ لَیس یکُونُ هذا

 

وَ مَوْلانا أمِیرُالمُؤْمِنِینا

نه به خدا هرگز این نخواهد شد، درحالی که مولای ما امیرالمؤمنین است».(2)

1- او کسی است که اصول و پایه های اصلی علم صرف و نحو عربی را از امیرمؤمنان، علی(ع) یاد گرفت و به دستور حضرت به تکمیل آن پرداخت و بدین ترتیب دستور زبان عربی را پایه گذاری کرد.

2- زهرا فتحی، جامع النورین، عرفان نامه، ج 2، ص 38؛ حسین ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص 270

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم