(حجه الاسلام و المسلمين آقاي اميني اراكي) نقل كرد از (آيت الله العظمي آقاي نجفي مرعشي) رحمه الله عليه كه ايشان فرمودند :
ايامي
كه در نجف اشرف مشغول تحصيل علم بودم بيشتر اوقات پول به من نمي رسيد و من
از شدت احتياج و سختي معاش شبها مي رفتم در كارخانه برنج كوبي پدر مرحوم
(شيخ نصر الله خلخالي) كار مي كردم و مزد مي گرفتم و روزها به خواندن درس و
تحصيل ادامه مي دادم و هيچوقت به هيچ كس اظهار حاجت نمي كردم جز خداوند
تبارك و تعالي و توسل به خاندان عصمت و طهارت.
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:45 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید