تو از مور کمتر نیستی (استقامت)
(امير تيمور گورگان ) در هر پيشامدي آن قدر ثبات قدم داشت كه هيچ مشكلي سد راه وي نمي شد . علت را از او خواهان شدند ، گفت :
وقتي
از دشمن فرار كرده بودم و به ويرانه اي پناه بردم ، در عاقبت كار خويش فكر
مي كردم ؛ ناگاه نظرم بر موري ضعيف افتاد كه دانه غله اي از خود بزرگتر را
برداشته و از ديوار بالا مي برد .
چون دقيق نظر كردم و شمارش نمودم
ديدم ، آن دانه شصت و هفت مرتبه بر زمين افتاد ، و مورچه عاقبت آن دانه را
بر سر ديوار برد . از ديدار اين كردار مورچه چنان قدرتي در من پديدار گشت
كه هيچگاه آنرا فراموش نمي كنم .
با خود گفتم : اي تيمور تو از موري
كمتري نيستي ، برخيز و درپي كار خود باش ، سپس برخاستم و همت گماشتم تا به
اين پايه از سلطنت رسيدم
نمونه معارف 1/174 - اخلاق اجتماعي ص 41
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11:27 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید