داد خواه قيامت (قیامت)
جعفر طيار برادر امير المو
منين عليه السلام همراه 82 نفر از مسلمين در سال پنجم بعثت ، از مكه به سوي
كشور حبشه مهاجرت نمودند ، تا هم از آزار مشركان در امان باشند ، و هم
اسلام را در حبشه ، تبليغ كنند .
اين مهاجران در حدود دوازده سال در حبشه ماندند و سپس در سال هفتم هجرت به مدينه باز گشتند ، يعني همان وقت كه مسلمين در جنگ خيبر ، پيروز شده بودند .
در روايات آمده : پيامبر صلي الله عليه و آله از جعفر پرسيدند : در اين مدتي كه در حبشه بودي ، چه چيز عجيبي ديدي ؟
جعفر عرض كرد : زن سياه چهره حبشي را ديدم ، عبور مي كرد و زنبيل بزرگي بر سر داشت ، مردي مزاحم ، به او تنه زد و او را به زمين انداخت به طوري كه زنبيل از سر آن زن افتاد ، سپس زن نشست و به آن مرد مزاحم رو كرد و گفت : واي بر تو از داور (گيرنده حق ) در روز قيامت ، كه بر كرسي بنشيند و حق مظلوم را از ظالم از بگيرد .
پيامبر صلي الله عليه و آله نيز از اين سخن تكان دهنده آن زن ، تعجب كرد
اين مهاجران در حدود دوازده سال در حبشه ماندند و سپس در سال هفتم هجرت به مدينه باز گشتند ، يعني همان وقت كه مسلمين در جنگ خيبر ، پيروز شده بودند .
در روايات آمده : پيامبر صلي الله عليه و آله از جعفر پرسيدند : در اين مدتي كه در حبشه بودي ، چه چيز عجيبي ديدي ؟
جعفر عرض كرد : زن سياه چهره حبشي را ديدم ، عبور مي كرد و زنبيل بزرگي بر سر داشت ، مردي مزاحم ، به او تنه زد و او را به زمين انداخت به طوري كه زنبيل از سر آن زن افتاد ، سپس زن نشست و به آن مرد مزاحم رو كرد و گفت : واي بر تو از داور (گيرنده حق ) در روز قيامت ، كه بر كرسي بنشيند و حق مظلوم را از ظالم از بگيرد .
پيامبر صلي الله عليه و آله نيز از اين سخن تكان دهنده آن زن ، تعجب كرد
حكايتهاي شنيدني 2/12 - اعلام الوري ص 21
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ ساعت 22:38 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید