(عبدالله بن مسعود) از اصحاب نزديك پيامبر صلي الله عليه و آله بود ، و در مكتب آن حضرت شخصي غيور و وارسته به بار آمد .
در زمان خلافت عثمان ، او بيمار و بستري شد كه در همان بيماري از دنيا رفت .
خليفه به عيادت او رفت ، ديد اندوهگين است .
پرسيد : از چه چيزي ناراحتي ؟ گفت : از گناهانم . خليفه گفت : چه ميل داري تا برآورم ؟
گفت : مشتاق رحمت خدا هستم .
سو ال كرد : اگر موافق باشي طبيبي بياورم .
گفت : طبيب ، بيمارم كرده است .
سو ال كرد : اگر مايل باشي دستور دهم ، عطايي از بيت المال برايت بياورند ؟
گفت : آن روز كه نيازمند بودم ، چيزي به من ندادي ، امروز كه بي نياز هستم مي خواهي چيزي به من بدهي !
خليفه گفت : اين عطا و بخشش ، براي دخترانت باشد .

گفت : آنها نيز نيازي ندارند ، چرا كه من به آنها سفارش كرده ام سوره واقعه را هر شب بخوانند؛ زيرا از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : كسي كه سوره واقعه را در هر شب بخواند هرگز دچار فقر نمي شود


داستانها و پندها 7/ 112 - مجمع البيان 9/ 211