قوم لوط (مهمان نوازی.بخل)
قوم لوط اهل شهري بودند كه
بر سر راه قافله ها كه به شام و مصر مي رفتند قرار داشت قافله ها نزد ايشان
فرود مي آمدند و ايشان اهل قافله ها را ضيافت و مهماني مي كردند
چون اين كارها سالها طول كشيد ، خسته شدند و به بخل روي آوردند كثرت بخل باعث شد كه به عمل شنيع لواط مبتلا شدند
لذا
اهل قافله اي بر ايشان وارد مي شد با آنان بدون خواهشي لواط مي كردند تا
ديگر بر شهرشان فرود نيايند و ضيافت نكنند و به اين عمل همه مردان مبتلا
شدند فقط لوط پيامبر مردي سخي و صاحب كرم بود و هر ميهماني بر آنها وارد مي
شد ضيافت مي كرد
او قوم را از عذاب خداوند مي ترسانيد و هر مهماني بر او وارد مي شد قوم را از شر قوم خود بر حذر مي فرمود .
چون
مهمان بر او وارد مي شد مي گفتند : مگر تو را نهي نكرديم از مهماني كردن
اگر اين كار را بكني به مهمان تو بدي مي رسانيم و تو را نزد آنان خوار مي
كنيم پس لوط هرگاه مهمان بر او مي رسيد مخفيانه او را ضيافت مي كرد چون در
ميان قوم خود فاميل و عشيره اي نداشت
وقتي جبرييل و ملايكه به صورت
انساني وارد خانه لوط شدند ، و عده عذاب قوم او را دادند ، زن لوط آتش بر
بالاي بام افروخت مردم بقصد عمل لوط با مهمان حضرت لوط به در خانه او آمدند
و گفتند : مگر تو را نهي نكرديم مهمان دعوت نكني و قصد داشتند بدي به
مهمانان او كه فرشته بودند روا بدارند كه عذاب بر شهرهاي آنان نازل شد و به
هلاكت رسيدند
حيوه القلوب 1/152
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید