صعصعه (تسلیم)
(احنف بن قيس ) مي گويد :
روزي به عمويم صعصعه از درد دل خود شكايت كردم . او مرا بسيار سرزنش كرد و
گفت : پسر برادر وقتي از يك نوع ناراحتي پيدا مي كني اگر به ديگري مانند
خود شكايت مي كني از دو حال خارج نيست ، يا آن شخص دوست تست ، كه البته او
هم برايت ناراحت مي شود و يا دشمن تست كه در اين صورت شادمان خواهد شد .
ناراحتي خويش را به مخلوقي مانند خود كه قدرت برطرف كردن آن را ندارد ابراز مكن ؛ به كسي پناه ببر و بگو كه ترا به آن ناراحتي مبتلا كرده او خود مي تواند برطرف نمايد .
ناراحتي خويش را به مخلوقي مانند خود كه قدرت برطرف كردن آن را ندارد ابراز مكن ؛ به كسي پناه ببر و بگو كه ترا به آن ناراحتي مبتلا كرده او خود مي تواند برطرف نمايد .
پسر برادر ، يكي از چشمهاي من مدت چهل سال است كه هيچ چيز را نمي بيند ، از اين پيشامد احدي را مطلع نكرده ام حتي زنم نيز نمي داند كه اين چشم من نابينا است
پند تاريخ 5/188 - الكني و الالقاب 2/ 13
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت 9:7 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید