يكي از علماي نجف گويد : روزي به دكان سبزي فروشي رفته بودم ، ديدم مرحوم آيت الله الحق سيد علي آقا قاضي (م 1366) خم شده و مشغول كاهو سوا كردن است (1) ، ولي به عكس معمول ، كاهوهاي پلاسيده و آنهايي كه داراي برگهاي خشن و بزرگ هستند برمي دارد .

من كاملا متوجه بودم ، تا مرحوم قاضي كاهوها را به صاحب دكان داد و ترازو كرد و بعد آنها را در زير عبا گرفت و روانه شد . من به دنبال ايشان رفتم و عرض كردم : آقا شما چرا اين كاهوهاي غير مرغوب را سوا كرديد ؟ !
فرمودند : آقا جان ! اين مرد فروشنده است و شخص بي بضاعت و فقير ، من گاهگاهي به او كمك مي كنم ، و نمي خواهم به او چيزي بلاعوض داده باشم تا اولا آن عزت و شرف و آبرو از بين برود ، و ثانيا خداي ناخواسته عادت كند به مجاني گرفتن ، و در كسب هم ضعيف شود .
براي ما فرقي ندارد كاهوي لطيف و نازك بخوريم يا از اين كاهوها؛ من مي دانستم كه اينها بالاخره خريداري ندارد ، ظهر تابستان كه دكان خود را مي بندد به بيرون مي ريزد لذا براي جلوگيري از خسارت و ضرر كردن او اينها را خريدم(2)

1- ايشان استاد عرفان علامه طباطبايي ، آيت الله بهجت ، آيت الله سيد عبدالكريم كشميري و عده كثيري بوده كه حقا مانندش در شصت سال اخير كم ديده است

2-- سيماي فرزانگان ص 349 - مهرتابان ص 20