كاهو (كمك به ديگران )
من كاملا متوجه بودم ، تا مرحوم قاضي كاهوها را به صاحب دكان داد و
ترازو كرد و بعد آنها را در زير عبا گرفت و روانه شد . من به دنبال ايشان
رفتم و عرض كردم : آقا شما چرا اين كاهوهاي غير مرغوب را سوا كرديد ؟ !
فرمودند
: آقا جان ! اين مرد فروشنده است و شخص بي بضاعت و فقير ، من گاهگاهي به
او كمك مي كنم ، و نمي خواهم به او چيزي بلاعوض داده باشم تا اولا آن عزت و
شرف و آبرو از بين برود ، و ثانيا خداي ناخواسته عادت كند به مجاني گرفتن ،
و در كسب هم ضعيف شود .
براي ما فرقي ندارد كاهوي لطيف و نازك بخوريم
يا از اين كاهوها؛ من مي دانستم كه اينها بالاخره خريداري ندارد ، ظهر
تابستان كه دكان خود را مي بندد به بيرون مي ريزد لذا براي جلوگيري از
خسارت و ضرر كردن او اينها را خريدم(2)
1- ايشان استاد عرفان علامه طباطبايي ، آيت الله بهجت ، آيت الله سيد عبدالكريم كشميري و عده كثيري بوده كه حقا مانندش در شصت سال اخير كم ديده است
2-- سيماي فرزانگان ص 349 - مهرتابان ص 20
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید