لغزش بزرگان
روزی ابوحنیفه از راهی می گذشت، کودکی را دید که در گِل مانده بود، گفت: گوش دار تا
نیفتی! کودک گفت: افتادن من سهل است، اگر بیفتم، تنها باشم؛ اما تو گوش دار که
نیفتی، چون اگر پای تو بلغزد، همه مسلمانانی که دنبال تو روانند خواهند افتاد و آن
زمان، برخاستن همه، کاری دشوار است
به نقل از: روزنامه کیهان، 15 آذر 1366
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 16:7 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید