اسیر دوربین شدیم!
در همان اوایل جنگ، یک روز بچه های صدا و سیما داشتند با دوربین خود صحنه های جبهه و جنگ را فیلم برداری می کردند که با یک گروه عراقی مواجه شدند، ولی خودشان متوجه نبودند. وقتی این دوربین در حال فیلم برداری بود، عراقی ها گمان کردند این وسیله، سلاح جدیدی است و چون غروب بود، متوجه نشدند که دوربین است. لذا دست هایشان را بالا بردند و اینها با کادر دوربین، آنها را به پشت خاک ریز آوردند. وقتی به پشت خاک ریز آمدند، ما با اسرا صحبت کردیم؛ خیلی ناراحت بودند و می گفتند: «ما اسیر دوربین شدیم!»
به نقل از: خاطرات ماندگار، نوشته احمد اسفندیار
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ ساعت 15:53 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید