هر ساعت از روز «گاندی» به دقت برنامه ریزی شده بود و زمان، یکی از وسواس هایش به شمار می رفت. به عقیده او هر دقیقه، هدیه خداوند است به انسان و می بایست برای خدمت به انسان به کار گرفته شود.

پس از عبادت صبحگاهی، تا طلوع آفتاب در کلبه اش می نشست و با حوصله مکاتباتش را با مداد و با خط خوش جواب می داد. از هر مداد تا جایی استفاده می کرد که از فرط کوچکی دیگر لای انگشتان او جا نمی گرفت، زیرا معتقد بود که هر مداد، مظهر کار یک هم نوع است و حرام کردن آن، نشانه بی تفاوتی به زحمت او خواهد بود.

گاندی، از حرام کردن حتی یک تکه کاغذ نیز ابا داشت. شخصاً پاکت هایی را که برایش می رسید می برید و آن را تبدیل به دفترچه می کرد و از بالا تا پایینش مطلب می نوشت.


به نقل از: هزار و یک حکایت، ج 1، ص86