بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
روز فرد مستمندى به در خانه مدرس - در تهران - آمد و تقاضاى كمكى نمود. در آن روز مرحوم مدرس چيزى نداشت كه به آن فقير بدهد، از سوى ديگر راضى نبود كه به فرد سائل جواب منفى بدهد و او را با دست خالى باز بگرداند، از اين جهت به دخترش گفت ديگ آشپزخانه را بگذار دم مغازه مشهدى عبدالكريم (بقال سر محل ) و پول آن را گرفته و به فقير بدهيد. وقتى در جواب وى گفته شد، جز اين ديگ ظرفى براى طبخ غذا نداريم ، گفت اشكالى ندارد


طغيان نايبيان ، محمد رضا خسروى ، تهران انتشارات به نگار، 1368