بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

یـکـی از نقاشان بزرگ روزگار, در کودکی , هنگامی که به مدرسه می رفت , بسیار نامرتب و شلوغ بـود .
نـه خـود درس مـی خـواند و نه می گذاشت سایر شاگردها به درس استاد گوش فرا دهند .
روزی استاداو را به حضور طلبید تا در خلوت پندش دهد و عاقبت بازیگوشی وسهل انگاری را به او گوشزد نماید .
در حینی که شاگرد تنبل را نصیحت می کرد, مشاهده نمود که وی با قطعه زغالی , روی زمـیـن , تـصـاویرزیبایی را نقش می زند .
استاد با تجربه به فراست دریافت که آن کودک برای نـقـاشـی آفریده شده است .
برای همین با پدرش صحبت کرد و او رابه تغییر دادن رشته تحصیلی فـرزنـدش تـرغـیـب نمود .
بعدها که آن کودک , نقاش بزرگی شد, صحت پیش بینی آن آموزگار هوشمند,پدیدار گردید .
از ادیسون پرسیدند که چرا اکثر جوانان به قله های موفقیت دست پیدا نمی کنند ؟ وی جواب داد : چون در مسیری که استعدادش را دارندگام نمی زنند

 

جعفر سبحانی , رمز پیروزی مردان بزرگ , ص 4