دلسوزی دختر برای پدر
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
حضرت امام علیّ بن موسی الرّضا به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام حکایت فرماید :
روزی امیرالمؤ منین علیّ علیه السلام فرمود : زمانی که در کنار پیامبر اسلام صلّلی اللّه علیه و آله ، به همراه دیگر اصحاب مشغول کَندن خندق بودیم ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها بر ما وارد شد و قطعه نانی را که همراهش بود ، تقدیم پدرش پیامبر خدا کرد .
پیغمبر خدا صلّلی اللّه علیه و آله خطاب به دخترش کرد و فرمود : این نان را از کجا آورده ای ؟
فاطمه زهراء سلام اللّه علیها اظهار داشت : مقداری نان پخته ام ، یک قرص نان را سهم حسن و حسین کنار گذاشتم و این مقدار را هم برای شما آورده ام .
رسول خدا صلّلی اللّه علیه و آله فرمود : ای فاطمه ! این اوّلین طعامی است که پس از سه روز داخل شکم پدرت می شود
بحارالا نوار : ج 16 ، ص 225 به نقل از صحیفة الرّضا علیها السلام
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 11:38 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید