بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

در ماههای آخر عمر مرحوم علاّمه طباطبائی ؛ دیگر به امور دنیا توجهی نداشت . از امور دنیا غافل بود و در عالم دیگری سیر می کرد . ذکر خدا بر لب داشت . در روزهای آخر عمرشان حتی به آب و غذا هم توجه نداشت . چند روز قبل از وفاتش به یکی از دوستان فرموده بود : من دیگر میل به چای ندارم و گفته ام میلم به غذا نمی کشد و بعد از آن هم غذا میل نفرمود . با کسی سخن نمی گفت و حیرت زده به گوشه اتاق نگاه می کرد .
در یکی از شبهای آخر عمر در خدمت او بودم ، در بستر نشسته بود و با چشمهای نافذش به گوشه اتاق نگاه می کرد ولی یارای سخن گفتن نداشت . خواستم دستوری و سخنی از او بشنوم و به یادگار داشته باشم ولی چندان امیدی به پاسخ شنیدن نداشتم . عرض کردم : برای توجه به خدا و حضور قلب در نماز چه راهی را توصیه می فرمائید ؟ به سوی من متوجه شد و لبهایش حرکت کرد و با آهستگی بسیار ضعیف که با سختی شنیده می شد ، فرمود : ((توجه ، مراوده (1) ، مراقبه ، توجه ، مراقبه ، توجه ، مراقبه . . . )) و این جمله را متجاوز از ده بار تکرار نمود(2)

 

1- مراوده یعنی : جستجوی معشوق و خدا در نماز.
2- یادها و یادگارها ص 80، خاطره به نقل از، آیة ا... ابراهیم امینی