ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺍﻧﺼﺎﺭﻯ
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠّﻪ ﺍﻧﺼﺎﺭﻯ ﻧﻘﻞ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ: ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻦ ﻛﺸﻴﺪﻩﺍﻡ ﺩﺭ ﻃﻠﺐ ﺣﺪﻳﺚ ﻣﺼﻄﻔﻰ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺣﺪﻯ ﻧﻜﺸﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻳﻚ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﺯ ﻧﻴﺸﺎﺑﻮﺭ ﺗﺎ ﺫﺭﺑﺎﺩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻰ ﺁﻣﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﻛﻮﻉ ﺭﺍﻩ ﻣﻰ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺟﺰﻭﻩ ﻫﺎﻯ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻳﺮ ﺷﻜﻢ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﻭﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺐ ﺩﺭ ﭘﺎﻯ ﭼﺮﺍﻍ ﺣﺪﻳﺚ ﻣﻰ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﻓﺮﺍﻏﺖ ﻧﺎﻥ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﺎﻥ، ﭘﺎﺭﻩ ﻭ ﻟﻘﻤﻪ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﻦ ﻣﻰ ﻧﻬﺎﺩ.
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻋﻠﻢ ﺩﺭ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﺝ 2 / 243
داستان هایی از علاقه مندان و شیفتگان علم
هر روز با داستانی پند آموز همراه ما باشید
https://telegram.me/Dastanquran
برای ترویج فرهنگ دینی لطفا به اشتراک بگذارید
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 12:18 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید