بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

سـؤالهایش زیـاد بود، اما اسـتعداد فراگیـریاش اندک. هرچه بیشتـر توضیـح میشـنید، کمتـر متوجـه میشـد. ده بـار سـؤال کـرد و جـواب شـنید و هر بـار مفصل تر از قبـل. دیگر خجالت می‌کشـید سـؤالی بپرسـد. سـر به زیر افکند و اجازه مرخصی خواست.
زهـرای اطهـر)س( ایـن شـرم را در چشـمانش خوانـد. میدانسـت هنـوز توضیـح بیشتـری نیـاز اسـت تـا او جوابـش را بگیـرد، فرمود

از پرسـیدن خجالـت زده مشـو چراکـه در برابـر هر مسـئلهای که به تـو میآمـوزم پـاداش میگیـرم پاداشـی باارزشتـر از فاصلـه زمین تا عـرش خـدا کـه از جواهـرات پر باشـد


ریاحینالشریعه، ج2، ص 131؛ منیهالمرید، ص2