آرام بخشی به دیگران
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
«زیتون حکیم» مردی را دید که بر ساحل دریایی نشسته است و به شدّت غم زده و محزون است و بر دنیا تأسف میخورد. به او گفت: ای جوان! اگر در اوج بینیازی، در دریایی بودی و کشتیات شکسته بود و در معرض هلاکت قرار گرفته بودی آیا آرزو نداشتی که آنچه داری از دست بدهی و از هلاکت نجات یابی؟
جوان گفت: آری.
حکیم گفت: اگر بر تمام دنیا سلطنت داشتی ولی اطرافیانت قصد کشتن تو را داشتند آرزو نداشتی با از دست رفتن آنچه داری از شرّ دشمنانت نجات یابی؟
جوان پاسخ داد: آری
حکیم ادامه داد: تو هم اکنون آن ثروتمند و آن سلطان هستی که به آرزویت رسیدی.
جوان از سخنان او آرامش یافت.(1)
امام صادقعلیه السلام فرمود:
مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ کُرْبَةً نَفَّسَ اللَّهُ عَنْهُ کُرَبَ الْآخِرِةِ.
کسی که غمی را از مؤمنی دور سازد خداوند، غمهای آخرت را از او دور میسازد.(2)
1) کشکول شیخ بهایی، پایان دفتر سوم
2) بحارالانوار، ج 74 ، ص 321
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید