بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

روزی امام رضا علیه السلام مانند تمامی مردم به حمام عمومی تشریف بردند.

داخل آن حمام مردی غریب و ناشناس بود که می خواست کسی بدنش را کیسه بکشد. نگاهی به اطراف حمام انداخت و چشمش به رخسار پرمهر و لطف امام هشتم علیه السلام افتاد. آنگاه از امام خواهش کرد که: آقا اگر ممکن است پشت من را کیسه بکشید. امام علیه السلام باتمام فروتنی کیسه را برداشت و پشت آن مرد را کیسه کشید که در این میان افرادی وارد حمام شده و بر آن حضرت با خطاب یابن رسول الله ... سلام کردند.

آن مرد که متوجه اشتباه خود شده بود با دستپاچگی از امام عذرخواهی کرد ولی امام اورا دلداری داد و همچنان کیسه اش کشید.

 

از هر طرف ره بسته شد سینه دنیا خسته شد
وامانده ام دستم بگیر مولا علی موسی الرضا

دخل (ع) الحمام فقال له بعض الناس: دلكني يا رجل، فجعل يدلكه فعرفوه
فجعل الرجل يستعذر منه وهو يطيب قلبه ويدلكه.

مناقب ابن شهرآشوب، ج۳، ۴۷۱