تنها خواستهی شهید علمالهدی در زندانِ مخوفِ ساواک چه بود؟
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
نوجوان که بود ، ساواک دستگیرش کرد. رفتم ملاقاتش و دیدم اوضاعِ زندان اصلاً خوب نیست. اتاقهای زندان بسیار کوچک و قدیمی و کاملاً غیر بهداشتی بود. به سید حسینگفتم: چه چیزی لازم داری تا برات بیارم؟ گفت: فقط یه جلد قرآن برام بیارین...
.
خاطره ای از زندگی سردار شهید سید محمد حسین علم الهدی
منبع: کتاب لحظه های آشنا ، صفحه ۱۱
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 3:15 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید