تاسف و عذاب دشمن علی (علیه السلام) هنگام مرگ
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
ابن ابی یعقور یکی از شاگردان امام صادق (علیه السلام) می گوید:
ما با (خطاب جهنمی) همنشین بودیم، و او نسبت به آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، ناصبی شدید بود (بسیار آنها را دشمن داشت) و از دوستان نجده حروری (رئیس خوارج منسوب به قریه حروراء) به شمار می آمد.
خطاب، بیمار شد و در بستر مرگ افتاد، من به خاطر هم نشینی سابق و تقیه، به عیادت او رفتم، دیدیم بی هوش شده و در حال جان دادن است، ناگاه شنیدم می گفت:
مالی و لک یا علی: مرا به تو ای علی (علیه السلام) چکار؟ (چرا با تو دشمنی کردم که اکنون کیفر سخنش را بنگرم)
ابن ابی یعقور می گوید، بعدا به حضور امام صادق (علیه السلام) رفتم و ماجرای جان کندن و سخن خطاب را، برای امام صادق (علیه السلام) بیان کردم.
آن حضرت، دوباره فرمود. «رآه و رب الکعبه»: به خدای کعبه، او علی (علیه السلام) را دید یعنی خطاب، هنگام مرگ، علی (علیه السلام) را دید و فهمید که دشمنی با آن حضرت، چه باطن پر عذابی دارد...
📚 فروع کافی، ج، 3، ص 133
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید