شبلی در خواب
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
كسى شبلى را پس از مرگش به خواب ديد و به او گفت: خدا با تو چه كرد؟ گفت: با من مناقشه كرد تا بيچاره شدم. و چون مرا بيچاره ديد در رحمت خود فرو برد. ديگران نيز او را بخواب ديدند و از حالش پرسيدند وى دو بيت شعر گفت كه: با دقت به حساب ما رسيدگى كردند، پس منت گذاشتند و آزاد كردند اين شيوه پادشاهان است كه با مملوك آن مدارا كنند.
حاسبونا فدقّقوا ثم منّو فأعتقوا
هكذا شيمة الملوكِ بالمماليك يرفقوا
احياءالعلوم
منبع : کشکول شیخ بهایی با ترجمه روان و فهرست موضوعی، ص: 21
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 2:16 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید