مرض غفلت
بسم الله الرحمن الرحیم
يکی از اصحاب پیامبر، در جلسه رسمی سؤال کرد که؛ صحابه شما چطور هستند؟ حضرت درباره صحابه سخن گفت. بعد گفتند:يا رسول الله!چرا از علی حرف نزدی!
فرمود:
شما از اصحاب من سؤال کردی، از خود من که سؤال نکردی! علی خود من است!
وجود مبارک پيغمبر اصلاً اصرار دارد که بگويد علی جان من است!
(مناقب ابن شهرآشوب؛ ج2 ؛ ص217)
... وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ...
[برای مباهله] ... و کسانی که مثل خودمان هستند و آنهایی که مثل خودتانند را [دعوت کنیم]
آل عمران 61
آیت الله جوادی، جلسه 24 شوری
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 17:54 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید