مسئولین محترم! شهدا اینگونه بودند
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
با آقا مهدی باکری سوار بر ماشین داشتیم می رفتیم جایی
هوا به شدت گرم بود ، اما جرأت نمی کردم کولر روشن کنم
بالاخره طاقت گرما رو نیاوردم و کولر ماشین رو روشن کردم
یهو آقا مهدی نگام کرد و گفت: الله بنده سی " بنده ی خدا "
می دونی کولر رو که روشن می کنی ، مصرف بنزین بیت المال بالا میره؟
خاموش کن! قیامت چه جوابی داریم به شهدا بدیم؟
مگه بچه ها توی سنگر زیر کولر نشستند که تو کولر روشن می کنی؟!!!
خاطره ای از زندگی سردار شهید مهدی باکری
منبع: کتاب لاله های بی نشان
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 17:39 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید