دین فروشی
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
قاضی شریک در روزگار مهدی عباسی به اصرار او منصب قضا را پذیرفت، نوبتی چند برای مطالبه ماهانه خود با صرّاف شهر سخت گیری کرد، صرّاف گفت: تو در مقابل این نقدینه قماش نفروخته ای که چنین سخت می گیری.
شریک گفت: ای مردم! قسم به خدا کالایی گران بهاتر از قماش فروخته ام، ای مرد! من در برابر این نقدینه دین خود را فروخته ام!!
منبع : عرفان اسلامی: 10/ 39
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ ساعت 17:51 توسط سعید
|
در طول تاریخ بیان داستان همواره الهام بخش انسان در مسیر زندگی بوده وهست وبنده تلاشم براین است که که با جمع اوری این حکایات ره توشه ای برای طی این مسیر برای شما دوستان عزیز فراهم کنم.هدف بیان قصه براساس آیه ((بیان کن داستانها را شاید بیندیشند))تفکر است..امید است که بنده را در این ره یاری فرمایید